X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389
توسط: nobody

سی و هشتم

به نام او

"تقدیم به راننده تاکسی با نوار نارنجی خط آزادی انقلاب"

اونوقت صبح هوا تاریکتر از اون بود که چهرتو خوب ببینم ،اصلا میدونی من همیشه در رو باز میکنم و میشینم،تورو که راننده باشی نگاه نمیکنم!...من نشستم و تو پنجره رو دادی بالا!گفتم چرا دادی بالا؟گفتی آقا سردت نشه و شما جوونای امروز..(شرو کردی روضه بخوانی)..گفتم بیار پایین هوا بخوریم ..گفتی این هوا که خوردن نداره بس که کثیفه..گفتم همین هوای شش صب غنیمته و شیشه 7 سانت اومد پایین و باد موذیانه به صورتم زد...خب داشتم میگفتم ،صبح خیلی زود بود و منو تو با هم توی تاکسی لکنته و درب و داغونت نشسته بودیم،به سلامتی اولین برف 89 هم داره میاد پایین...هوا درست روشن نشده .همینطور مات بودم به پیاده رو های خیابون آزادی که صدات اومد..فک کردم با منی!اما نه با خودت بودی..با خودم گفتم اینم که خله!شرمنده..دستت هم واسه خودش میپرید!انگار که بین تو و یک شخص خیالی که درست روبروت نشسته،بحث شدیدی داشتی!یا جد السادات..قاطی کردی؟توی دلت سرگرم بحث بودی و حواست نبود،تو تقصیری نداشتی..من خوب حواسم بود که چه اتفاقی افتاد ،آینه ماشین خورد به اون یارو که وسط خیابون داشت تاکسی می گرفت و تو رو الاغ !خطاب کرد اول صب.من که ناراحت شدم..تو رو نمیدونم..اصلا شنیدی؟!!بهرحال من فکر کنم شنیدی..میدونی این روزها ما بیراه شدیم.همه جملگی بروسلی هستند عزیز..خب نه تو حوصله داری و نه من .. طرف عر زدن و قلچماق بازی و پاچه گیری را مصداق مردی میداند...حالا بیخیال..تو که نشنیدی..درگیر بودی لامصب تو..خیلی باحال بودی!حال به اون موی سپید و دستای ترک خوردت قسم ،با کی داشتی بحث میکردی؟قسط چی چی عقبه؟چی شده اصلا؟!به من بگو دوتایی با هم فحش بدیم!!اون عکس نوه یا بچت بود گوشه آینه؟چرا به من نگفتی که 100 تومن اضافه بدم مثل بقیه؟مگه تو مثل من یه هدفمند لعنتی نیستی؟ها؟چی؟حرف نمیزنی؟حداقل بگو چرا حالمو ساعت شش و سی و پنج دقه صبح 20 دی گرفتی؟

 

** این یه دست نویس بود.. با مداد..روی یه تیکه کاغذ چهار خونه نقاشی که دم غروب نوشتمش ..کاغذ ممکنه گم گور بشه..اما دنیای صفر و یک کوفتی نه!