سه‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1390
توسط: nobody

باران با ما نرقص،باران با ما چه میکنی؟

تاکسی، 

داره بارون میاد ..

ترافیک هم که مهیاست،

همه چیز برای غوطه ور شدن در هزار توی ذهن هم.

صندلی عقب پدری نشسته با بچه ی حدودا 5 سالش ..

بچه میگه :

- بابا، چرا برام نخریدیش؟مگه قول ندادی؟

و پدر خیره به قطرات بارون که روی شیشه سر میخوردند،

سکوت کرد.